![]() |
![]() |
|
| وبلاگی درباره سینمای بالیوود و آرجون رامپال |
|
فیلم «آوارا پن» با شرکت عمران هاشمی که بیشتر آن در مسکو و بانکوک ساخته شده، به زودی به بازار خواهد آمد.
همچنین فیلم«Good boy Bad boy» نیز با شرکت عمران هاشمی و توشار کاپور از جدیدترین فیلم های بالیوود است.
خبر دیگر اینکه فیلم «جوم برابر جوم» نیز با شرکت آبیشک باچان، بابی دئول، پریتی زینتا و لارا داتا نیز که امیدهای بسیاری به موفقیت آن می رفت، در نخستین اکران خود چندان مورد استقبال قرار نگرفت!
خبر تازه از سلمان خان نیز آن است که به همراه گویندا در فیلم «پارتنر» بازی کرده است.
همچنین فیلم «آپکه سرور» با شرکت همیش ریشیمیا که سرگذشت زندگی خود همیش می باشد نیز به بازار خواهد آمد. گفته شده که در این فیلم بین 12 تا 18 ترانه وجود دارد!
آخرین خبرها درباره ی بازسازی فیلم شعله نیز آن است که آمیتا باچان نقش «جبار سینگ» را بازی خواهد کرد و شایعاتی هم هست که احتمالا اورمیلا ماتوندکار در این فیلم در نقش دختر کولی رقصنده(اجراکننده ی ترانه ی محبوبا) که در سری اول فیلم شعله نقش او را هلن بازی کرده بود، ظاهر خواهد شد. لازم به گفتن است که در فیلم «آبکه سرور»، ملکه شراوت همین ترانه ی محبوبا را همراه همیش اجرا کرده است.
فیلم تازه ی دیگری که در راه است، نقاب نام دارد با بازی بابی دئول و آکشی کانا که نزدیک به ۹۰ درصد آن در دوبی ساخته شده است.
فیلم دیگری نیز با شرکت سانی دئول، در دست ساخت است به نام کفیلا. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 2:10 توسط غزل |
|
|
محل برگزاری مراسم، استودیوی یاش راج بود. یک استودیوی سربسته ولی نسبتا بزرگ. سنی که درست کرده بودند با ترکیب رنگهای آبی همراه بود که بهتر از سالنهای سرباز بود چون معمولا صداگذاری در سالن های بسته بهتر است. مجری برنامه نیز «شاهرخ خان» بود و کارن جوهر ، پریتی زینتا و جوهی چاولا نیز با او همراهی کردند. از جمله کسانی که در مراسم شرکت کرده بودند عبارت بودند از : گوری خان, رانی موکرجی, بیپاشا باسو, شیلپا شتی,کاریشما و کارینا کاپور, آمیتاب و جایا, ریتیک و سوزان, فردین و ناتاشا, آبیشک و آیشواریا رای. اما کاجول در مراسم شرکت نکرده بود چون سالگرد ازدواجش بود! مراسم مثل همیشه با اجرای چند رقص و آهنگ همراه بود. کاری که امسال کرده بودند این بود که در لابه لای برنامه ۴-۵ توضیحی درباره ی 4-5 تا فیلمی که به عنوان بهترین فیلم های سال کاندید شده بودند، داده می شد و سپس یک بازیگر از اون فیلم روی سن می آمد و شاهرخ کمی درباره ی فیلم با او حرف می زد. ************* جایزه ی داوران جشنواره: جایزه ی بهترین بازیگر مرد: هرتیک روشن برای فیلم «دووم2» جایزه ی بهترین بازیگر زن: کاجول برای فیلم «فنا» جایزه ی بهترین بازیگر نقش مکمل مرد: آبیشک باچان برای فیلم «کانک» جایزه ی بهترین بازیگر نقش مکمل زن: کنکنا سن شرما برای فیلم «امکارا» جایزه ی بهترین بازیگر نقش منفی: سیف علی خان برای فیلم «امکارا» جایزه ی بهترین بازیگر کمدی: ارشد وارسی برای فیلم «لگه رهو موناپای» جایزه ی بهترین کارگردان: راکش مهرا برای فیلم «رنگ د بسنتی» جایزه ی بهترین فیلم: رنگ د بسنتی جایزه ی بهترین لباس: فیلم «امکارا» جایزه ی بهترین موسیقی: ای.ار.رحمان برای فیلم «رنگ د بسنتی» جایزه ی بهترین تهیه کننده: یاش چوپرا جایزه ی بهترین فیلم اکشن: کریش جایزه ی بهترین داستان : لگه رهو موناپای جایزه ی بهترین فیلمبرداری: رنگ دبسنتی جایزه ی بهترین دیالوگ : لگه رهو موناپای جایزه ی بهترین بازخوانی آهنگ به خواننده ی زن: فیلم «فنا» جایزه ی بهترین بازخوانی آهنگ به خواننده ی مرد: فیلم «امکارا» جایزه ویژه: فیلم «کریش» جایزه ی بهترین اشعار: فیلم «فنا» جایزه ی یک عمر فعالیت هنری : جایا باچان و جاوید اختر جایزه ی بازیگر تازه وارد و جایزه ی چهره ی جدید سال: کانگنا راناوت برای فیلم «گنگستر» جایزه ی قدرت : یاش چوپرا جایزه ی بهترین جلوه های ویژه: فیلم «کریش» جایزه ی بهترین ادیت: فیلم «رنگ د بسنتی»
**بیشترین جوایز را فیلمهای امکارا - رنگ دبسنتی - لگه رهو موناپای گرفتند. **هریتیک روشن بعد از غیبت یکساله ی خود با فروش خارق العاده دووم۲ و فروش فوق العاده کریش برای سومین بار و کاجول با فیلم فنا که لقب بسیار پرفروش را گرفت برای بار چهارم موفق شدند لقب بهترین بازیگر مرد و زن را بگیرند. **آبیشک باچان و سوها علی خان جایزه مکمل را گرفتند. **فیلم دووم۲ لقب پرفروشترین فیلم سال رو گرفت. امیدوارم تمام کسانی که جایزه گرفتند همیشه توی زندگی شخصی و هنری موفق باشند. ************* جایزه منتقدان جشنواره: جایزه ی بهترین بازیگر مرد: امیرخان برای فیلم «رنگ د بسنتی » جایزه ی بهترین بازیگر زن: کارینا کاپور برای فیلم «اُمکارا» جایزه ی بهترین فیلم: «لگه رهو موناپای» |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 19:16 توسط غزل |
|
|
دوستان عزیز همانطور که قول داده بودم بخش هایی از مصاحبه ی شاهرخ خان و کارن جوهر درباره ی فیلم «هرگز نگو خداحافظ» را برایتان نوشته ام که در زیر می خوانید:
گفت و گوی تلویزیونی با شاهرخ خان درباره ی فیلم «هرگز نگو خداحافظ»:
- شما تنها بازیگر فیلم هستید که در زندگی واقعی متاهل می باشید. با توجه به اینکه بازیگرها بخشی از خود واقعیشان را در اجرای نقش ها به نمایش می گذارند، آیا شما نیز از این روش استفاده کرده اید؟ - شما می گویید که لازم نیست شخصیتی که بازی می کنید، بخشی از خود واقعیتان باشد، حال این کاراکتر تا چه حد برای شما قابل قبول بود؟ اینکه مردی ازدواجی بدون هیجان و خوشحالی داشته باشد و پس از ازدواج، عشق را در رابطه ی دیگری پیدا کند؟ - به عنوان یک مرد می توانم این را کلی بیان کنم. اینکه مردها خیلی از چیزها را خارج از زندگی شخصیشان پیدا می کنند. مساله ی این فیلم آ« اسن که بیشتر عکس العمل ها نسبت به «مایا» است نه «دیو» و این جای تاسف دارد! مردم درباره ی «دیو» می گویند او بچه اش را ول کرد، این کار را کرد، آن کار را کرد و اشتباه کرد! اما من بعد از چند بار دیدن فیلم می گویم دیو نمی خواهد خانواده اش را ترک کند چراکه ما از کودکی لغتی را به زبان اردو یا هندی یاد می گیریم به اسم «نیپهانا» (به معنای گذشت، تحمل و فداکاری). من خودم یک پدر هستم و همیشه سعی دارم این موضوع را به بچه هایم یاد بدهم.اینکه با دنیا باید ساخت، در ارتباط ها گذشت لازم است و دوستی ها به فداکاری نیاز دارند. من قبلا فیلمی به نام «چلته چلته» داشتم که در آ« بیان می شد که قبل از ازدواج یک سال و نیم به خود وقت دهید، چون ازدواج احتیاج به فداکاری و تحمل دارد. درباره ی «دیو» باید بگویم که انعکاس شخصیت او در «مایا» است. شخصیت «مایا» کمترین پذیرش را داشته زیرا یک زن است و چنین تصمیمی را گرفته! برای ما خجالت آور است که خواهر یا زنمان این کار را انجام دهد، آن هم با ساختار اجتماعی امروز! من به کاراکتر «دیو» اعتقدی ندارم و فقط آن را خلق کرده ام. وقتی که به واقعیت برمی گردم و از مردی می شنوم که زنش به او خیانت کرده، می ترسم و مثل همین حالا حس گریه به من دست می دهد! من می توانم در فیلم چنین کاری کنم، اما هیچگاه نمی توانم به زنم خیانت کنم و به او دروغ بگویم! ازدواج یک مساله ی کاملا شخصی است و شما نمی توانید بگویید چه کسی برای چه کسی مناسب است! این به دلیل جذابیت ها و استرس های آن است. شما هیچگاه نمی فهمید با چه کسی ازدواج کرده اید. من خیلی خوش شانس بودم که با عشق دوران بچه گیم ازدواج کردم. من به روش خودم گذشت می کنم، اما همسزم هم بسیار فداکاری می کند.همسر یک سوپراستار بودن کار بسیار سختی است! - نظر «گوری»، همسر شما درباره ی این فیلم چه بود؟ - فیلم رو دوست داشت، برای اینکه گوری. فیلم های متفاوت رو دوست داره! - نظر مردم درباره ی فیلم چه بود؟ - بعضی می گفتن خیلی جوان شده بودم، یا خیلی پیر! برخی هم می گفتن خوب می لنگیدم! می دونید من در 16 سال اخیر، حدود 50 فیلم بازی کردم که در بیشترشان، دنبال زن ها و دوست دخترهای دیگران بودم و اصلا چیز جدیدی درآنها وجود نداشت! این فیلم با دیگران بسیار متفاوت بود. در این فیلم دو زن تصمیم می گیرند که زندگی مشترکشان را ترک کنند چون زن ها هم حق دارند که انتخاب کنند! تمام مشکل ما این است که نمی خواهیم بپذیریم زن ها هم حق تصمیم گیری دارند و شما باید حتما از این دید به فیلم نگاه کنید! ***
گفت و گوی تلویزیونی با کارن جوهر، کارگردان فیلم«هرگز نگو خداحافظ»: - شما کسی بوده اید که بیشتر فیلم های خانوادگی و شاد می سازد ولی ارزش های خانوادگی که در سینمای هند وجود داشته با فیلم «کنک» از میان رفته. خودت هم این چیزها را درباره ی فیلمت می شنوی. دراین رابطه چه نظری داری؟ - واقعا نمی دانم چه کار کرده ام، شوکه هستم از اینکه این موضوع رو باز کردم! «کوچ کوچ هوتاهه» رو کسی ساخت که تازه فارغ التحصیل شده بود و افکاری درباره ی عشق و پیمان شکستن و این قبیل مسایل داشت. بعد من فیلم هایی مثل «گبهی خوشی، گبهی غم» و «کل هوناهو» رو ساختم که نشاندهنده ی ترس من از مرگ بود! من می ترسیدم که اعضای خانواده مو از دست بدم، که دادم! بعد از آن اتفاق دوسال تمام تنها با خودم بودم. وقت زیادی رو با مردم گذروندم و خیلی سفر کردم و با دوستانی چه زن و چه مرد برخورد کردم که ازدواج های ناموفق و زندگی بی هیجانی داشتند. - برخورد مردم با تو و فیلمت چگونه بود؟ - از برخوردهای اونا فهمیدم که خیلی از واقعیت ها درون خانواده ها هست که قابل قبول روی پرده ی سینما نیست! «مایا» یک انسان بود و احساس می کرد کسی را ندارد، اما «دیو» برگشت چون حس می کرد که همسرش از لحاظ روحی به او احتیاج دارد. از طرف دیگر او یک پسر 6 ساله داشت و نمی توانست خارج از زندگی زناشویی اش، عاشق زن دیگری باشد و برود! همین باعث می شود که آ ندو با هم تماس می گیرند، همدیگه رو می بینند و می گویند می خواهند برگردند چون به نظر آنها این کار درستی نیست! اونها برگشتند، اما دیگه از طرف خانواده پذیرفته نشدن! برای زن ها در جامعه ی ما مشکل بزرگی وجود دارد و آن این است که شرایطی برایشان ایجاد شده که وقتی به یک سنی می رسند همه ی دلایل را کنار گذاشته و می خواهند ازدواج کنند، چرا؟! چون فکر می کنند دیگر زمانی ندارند و ساعت فیزیولوژی بدنشان درحال جلو رفتن است! اما من سرم رو مقابل خانم هایی خم می کنم که زندگیشونو مستقلانه، بدون وابستگی و با موفقیت انجام می دهند. ازدواج هم نکرده اند چون فرد مناسب خود را پیدا نکرده اند. به نظر من «ازدواج کردن» بخشی از هویت شما نیست! شما می توانید زندگی را با استقلال و تجرد ادامه بدین و نگران این نباشید که وای 32 یا 33 سال دارم! - آیا ازدواج را رسم زایدی می دانی؟ - نه!، اینطور نیست.ازدواج نیاز به شرایط قابل رویت دارد و قابل دستیابی است، البته با ریسک مربوط به خودش! شما می توانید به این کاراکترها به طور ساده یا توام با پیچیدگی نگاه کنید. من اصلا نخواستم در فیلمم بگویم که کار «دیو» و «مایا» درست بوده است، من دارم می گویم که کارشان غلط بوده است! یک اعتقاد این است که من در این فیلم خواسته ام مساله ی خیانت را توجیه کنم، اما اینطور نبوده. من هیچ قضاوتی را در فیلم وارد نکرده ام! در یکی از دیالوگ های فیلم «دیو» به «مایا» می گه که: "من نمی خوام بگم ما با هم یک زندگی عالی خواهیم داشت. فقط یک زندگی خواهیم داشت. همه ی زوج ها غم ها و شادی هایشان را با هم تقسیم می کنند!" با سپاس از دوستان خوب سایت پرشین بالیوود |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 15:55 توسط غزل |
|
|
بازیگران: شاهرخ خان رانی موکرجی آبیشک باچان پریتی زینتا آرجون رامپال خلاصه ی فیلم: دیو و ریما چند سالی است که با هم زندگی می کنند و فرزندی به نام آرجون دارند. ریشی و مایا نیز چهارسال است که ازدواج کرده اند اما فرزندی ندارند! وقتی به رابطه ی این دو زوج ازبیرون می نگریم، از ریما چهره ی موفق زنی را میبینیم که در زندگی خانادگی خود به قدر کافی به همسر و فرزند خود عشق می ورزد و در زندگی اجتماعی و شغلیش نیز فردی موفق است. او از زندگی خود راضی است و گمان می کند که همسرش، دیو نیز چنین احساسی دارد. اما در مقابل، دیو که تا چند سال پیش یک فوتبالیست موفق بوده به دلیل تصادفی که می کند دیگر قادر به ادامه ی حرفه ی خود نیست و بنابراین در سِمَت مربی گری کار می کند که بی شک کاری ارضا کننده ای هم نیست! این عامل باعث نارضایتی او از خودش و در نهایت، زندگیش است. خلا از همینجا آغاز می شود، خلایی که منشا بیرونی ندارد، بلکه خاستگاهی درونی دارد، فقدانی در وجود خود دیو و نه در عشقی که همسرش به او می بخشد. درباره ی مایا نیز همین مساله صادق است و اینکه بچه دار نمی شود او را بسیا آزار می دهد. شیوه ی زندگی همسرش را نیز نی پسندد چرا که ریشی برخلاف او اهل میهمانی و رقص است و این با شخصیت درون گرا و آرام مایا هیچ سنخیتی ندارد! با آنکه ریی شدیدا عاشق اوست، اما او نمی تواند ریشی را آنگونه دوست بدارد، چرا که او همان کسی نیست که مورد علاقه ی اوست و این اشاره به همان جمله ای دارد که از شاهرخ خان درباب این فیلم می شنویم: «تنها عشق نمی تواند یک زندگی مشترک را حفظ کند!» در چنین موقعیتی دیو و مایا پس از چندین سال دوباره با هم روبرو می شوند. هردو سرخورده و ناخرسند از زندگی زناشویی شان! بی شک مجاورت چنین دو انسانی می تواند زمینه ساز یک رابطه ی عاشقانه باشد، چرا که احساس کمبودی که در خود احساس می کنند آنها را به یک حس مشترک می رساند. حال باید پرسید که آیا ایندو که حاضر هستند زندگی زناشویی خود را فدا کرده و از همسران خود جدا شوتد، با هم خوشبخت خواهند شد؟درحقیقت فیلم با طرح این پرسش به پایان می رسد.
فرهنگ های مختلف=جریان های فکری متفاوت: در برخورد با فیلم هایی به این شکل ما معمولا با دو نوع برخورد از سوی تماشاگران مواجه هستیم که ناشی از دو نوع فرهنگ متفاوت و گاه متضاد است: فرهنگ شرقی و فرهنگ غربی. بی شک واکنش تماشاگران کشور هندوستان و یا سرزمین خودمان ایران، بسیار متفاوت از برداشت آن تماشاگری است که در یک کشور آمریکایی و یا اروپایی به سر می برد. تفکر شرق معمولا برچنین روابطی نام «خیانت» را می نهد، متاسفانه درچنین فرهنگی حفظ یک زندگی ولو به هرقیمتی که شده، مهم تراز خوشبختی دوطرف است! در حالی که در فرهنگ غرب طرح اینگونه مسایل برای بازکردن یک معضل واقعی و کشف چرایی آن قلمداد می گردد. شاید بیننده ی شرقی با خود بیندیشد که دیو و مایا تنها از روی هوس یکدیگر را دوست دارند وگرنه چه دلیل می تواند وجود داشته باشد که با آنهمه عشقی که از همسران خود می گیرند، درگیر رابطه ای دیگر باشند؟! اما به عقیده ی من خوشبختی در یک زندگی مشترک امری دوطرفه است و نه یک طرفه! البته این سخن به معنای دفاع از عملکرد دیو و مایا نیست، همانگونه که «کارن جوهر» نیز قصه را ناتمام رها می کند تا نتیجه گیری را برعهده ی خود تماشاگر بگذارد! اما گذشته از خط کشی های فرهنگی، اگر از دیدگاهی انسان گرا به این مساله نگاه کنیم، باید بپذیریم که انسان هایی که درگیر روابط زناشویی هستند، به دشواری می توانند در رابطه ی تازه ای وارد شوند، چراکه چه از لحاظ روحی و چه جسمی فشارهای بسیاری را متحمل خواهند شد. زیرا از سویی باید خانواده ی خود را حفظ کنند، چراکه به هرشکل، «خانواده، خانواده است!» و از سوی دیگر باید در رابطه ی تازه شان به درستی عمل نمایند!
تحلیل فیلم: ابتدا از دیو شروع کنیم. دیو عشقی را که در زندگی زناشویی نیافته، در فوتبال جستجو می کند، اما آن را نیز به خاطر تصادفی که می کند، از دست می دهد و در حقیقت حس «برنده بودن» را هم از دست می دهد. پس از آن سعی می کند این حس از دست رفته ی پیروزی را در پسر کوچکش،آرجون درونی سازد، اما پسرک او هیچ استعدادی در فوتبال ندارد و کودکی فاقد اعتماد به نفس است که مدام از سوی پدرش تحقیر و سرزنش می شود.این مساله نیز سومین شکست در زندگی دیو محسوب می شود. مایا دختر نگرانی است که از همان لحظه ی نخست روز ازدواج شک و تردید و ترس را در چهره اش می بینیم از دیو که مردی متاهل است می پرسد که در یک زندگی مشترک چگونه می توان عاشق ماند و دیو که خود بازنده ی چنین بازی است پاسخی برای مایا ندارد جز آنکه بگوید: « زندگی، جواب تو را خواهد داد!» ریما زنی شاد و سرزنده و پرتحرک است که تصمیم گرفته در زندگی اجتماعی نیز فعال باشد و این چندان دیو سرخورده را خوشنود نمی کند و بنابراین از کارپیدا کردن همسرش نیز چندان خوشحال نمی شود. ریشی نیز چون ریما پسری فعال، عاشق میهمانی و رقص است، اما وفادار به همسرش، با اینحال زندگیش از هیجان خالی است چراکه مایا نمی تواند پا به پای او حرکت کند! هیچیک از دو زوج (دیو - ریما) و (ریشی- مایا)، احساس خوشبختی حقیقی را ندارند چراکه تضادهای میان آنها بیشتر از شباهت های آنهاست! با چنین شرایطی زمانی که دیو پس از چند سال با مایا روبرو می شود، آن شک قدیمی را دوباره در مایا زنده می کند. آنجا که از او می پرسد:«آیا تو خوشبختی؟» و مایا سکوت می کند! به تدریج رفت و آمدهای دو زوج ادامه می یابد. در این میان ریما و ریشی بارها سعی می کنند تا دیو و مایا را به دنیای خود وارد کنند، اما این ممکن نیست! از آن سو، دیو و مایا نیز برای بهبود رابطه شان با همسرانشان تلاش می کنند، اما آنها نیز به نتیجه ای نمی رسند! اما یکی از نقاط ضعف فیلم به نظر من، پرداخت شخصیت پدر ریشی است. آخر چطور ممکن است پیرمردی که هنوز در پی رابطه با دختران جوان است، شایستگی پند دادن به ریشی و مایا را داشته باشد؟! از سویی دیگر برخی از صحنه های کمیک فیلم چندان بجا نیستند، بویژه صحنه ی بیمارستان و بستری کردن دیو! اما باید به کسی چون «کارن جوهر» تبریک گفت که شجاعت ساحتن چنین فیلمی را داشته، آنهم با آگاهی از این مساله که ممکن است با انتقادات به شدت منفی از سویی منتقدای مواجه شود!! پس از او مثل همیشه نمی توان از بازی درخشان «شاهرخ خان» نگفت! این بهترین و واقعی ترین نقش منفی بود که تاکنون از او دیده ام! بازیگری که نمی خواهد تکراری شود! بازی های رانی موکرجی، آبیشک باچان و پریتی زینتا نیز بسیار خوب است و آرجون که در چند قسمت کوتاه از فیلم حضور دارد بازی قابل قبولی ارایه داده است. ترانه های فیلم بسیار بی نظیر است بویژه که بیشترشان ترانه هایی لایت و ملایم هستند! خلاصه آنکه امسال بدن شک این فیلم جوایزی را نصیب خود خواهد کرد وگرنه باید به حسن انتخاب داوران جشنواره های هند شک کرد! ![]() در هفته های آینده از مصاحبه ای که با شاهرخ خان و کارن جوهر انجام شده برایتان خواهم نوشت... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 3:32 توسط غزل |
|
|
بد ندیدم در آغاز سال نوی میلادی شما را با آرزوهای برخی از بالیوودی ها آشنا کنم: جوهی چاولا: هیچ وقت از خانواده ام دور نشوم! آیشواریارای: بزرگترین هنرپیشه دنیا باشم! آمیتا باچان: دوباره متولد شوم! سلمان خان: چند ماشین دیگر بخرم! کاجول: صاحب دو فرزند دیگر بشوم! سیف علی خان: با "رابرت دونیرو" در یک فیلم بازی کنم! سانجی دات: خلبان شوم! مجله دورنما سال نوی همه مبارک
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم دی 1385ساعت 21:5 توسط غزل |
|
Muhabbat, dil ka sukuun hai etbaar محبت، آرامش دل، ایمان و پیمان است Muhabbat, dil kii tarap hai yeh intazaar محبت، رنج دل این انتظار است dekha hai aaj hamne sanam, aap kii aa.nkho.n me.n pyaarامروز عشق را در چشمانت دیده ام عزیزم ishq hai chaahat ka nasha عشق مستی خواستن است tujhko nahii.n hai pata تو این را نمی دانی jisne kiya hai voh jaane hai کسی که عاشق شده، او می داند kaisa hai iska mazaa که چه لذتی دارد is me.n hai milan kii bekhudii در آن (عشق) وصال بی پروا هست is me.n judaa'ii bhii hai در آن جدایی نیز هست is me.n vafaa'o.n ka ra.ng hai در آن رنگی از وفا هست bevafaa'ii bhii hai بی وفایی نیز هست pyaar me.n jiite hai.n marte bhii hai.n ham aashiq diiwaaneدر عشق زنده شده ایم و مرده ایم ما عاشقان دیوانه Muhabbat, dil kii adaa hai yeh ikhtiyaarمحبت، اختیار در دست دل است Muhabbat, dil kii taRap hai yeh i.ntazaar محبت، رنج دل این انتظار است is me.n haqiiqat hai chupii is me.n kahaanii bhii hai در آن حقیقت نهفته است، در آن داستان نیز هست iske labo.n pe ha.nsii hai to aa.nkho.n me.n paanii bhii hai همچنان که بر لبان لبخند هست در چشمان نیز اشک هست is me.n to hai.n bechainiyaa.n is me.n qaraar bhii haiبا اینکه در آن بی قراری هست. آرامش و قرار هم دارد. jiit hai jo is khel me.n is me.n to haar bhii hai همچنان که در این بازی پیروزی شدن هست. در آن شکست خوردن هم هست is me.n jalke marte hai.n ulfat ke parvaane...در آن سوختن و مردن پروانه عاشق هست muhabbat kartii hai dil ko beqaraar محبت، دل را بی قرار کرده است
مهرجسیا-رامپال، همسر آرجون رامپال ، همیشه دوست می دارد که بدور ازفشارهای روزمره با همسر و فرزندانش زندگی آرامی را داشته باشد. او دیدگاهی فمینیستی(زن گرایانه) و راحت دارد. او همیشه با کمترین آرایش ظاهر می شود و دوست نمی دارد که مانند یک عروسک به نظر بیاید. او از آرایش ساده ای استفاده می کند و موهایش را هم ساده درست می کند، آنها را ازپشت می بندد یا روی شانه اش می ریزد. از لباس های مارک دار و پر زرق و برق استفاده نمی کند.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 18:0 توسط غزل |
|
|
من با «تام کروز» یک فرق عمده دارم، او یک آدم دیگر است! (شاهرخ خان) من برای بازی کردن آفریده شده ام، همانطور که هیتلر برای جنگ! (شاهرخ خان)
خدا، مادرها را آفرید تا آنها پدرها را به دنیا بیاورند! (سانجی دات)
دوست داشتم چشمان هرتیک، لبخند شاهرخ خان، قامت آمیتا و متانت امیرخان را داشتم! (آنیل کاپور)
به قله رسیدن مهم نیست،از قله نیفتادن اهنیت دارد! (آمیتا باچان)
سوسک ها خیلی قشنگ هستند، البته اگر کسی پروانه ها را ندیده باشد! (آمیشا پاتل)
شادی اندازه ای دارد، اما غصه بی انتهاست! (آکشی کانا)
اگر پر پرواز نداشته باشی، ترس از ارتفاع توجیه می شود! (آکشی کومار)
مجله هنرهفته |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 17:3 توسط غزل |
|
|
جشنواره ی هولی هرساله در ماه مارس، از شبی که ماه کامل می شود تا فردای آن شب برگزار می شود.اصلیت جشن هولی برپایه ی پیروزی خوبی بر بدی است و معنی کلمه ی آن در زبان هندی، دلالت بر "سوختن" می کند و در اکثر جاها، در دو روز و با نام های "هولی" و "دولتی" یا به زبانی ساده تر، "هولی کوچک" و "هولی بزرگ" برگزار می شود که معمولا پس از انجام عبادت و گذاشتن نشان بر مجسمه ی کریشنا و رادا، مردم با پودرهای رنگی یا بالن های پر از مایعات رنگی که به "گولال" و "آبیر" معروفند، به هم رنگ می پاشند. درحقیقت این جشنواره را می توان جشنواره ی تابناک و درخشان نامید، چرا که رنگهای روشن و بسیار زیاد و مختلفی در آن استفاده می شود و مردم معتقدند که رنگهای روشن زندگی بخش، نیروزا و مسرت آور است.بنابر برخی از روایات این جشن از ابتدا به خاطر محصول با برکت و حاصلخیزی زمین برگزار می شده است، از طرف دیگر نیز وابسته به عشق فناناپذیر کریشنا و رادا هم هست. علاوه برپاشیدن رنگ و آب به هم، جشن هولی شامل رقص و آواز هم می باشد و آتش بازی های بزرگ در هر کوچه و خیابانی برگزار می شود که معتقدند آتش فضا را از وجود روح های شیطانی پاک می کند و نشانی بر سوزاندن "هولیکا"ی شریر و نابکار(دشمن کریشنا و رادا) بوده و نام هولی برگرفته از این رسم است. از صبح روز بعد مردم شروع به دویدن و خندیدندر خیابان ها و شادمانی و آوازخوانی می کنندو هرچه به سمت ظهر پیش می رود، مردم به سمت رودخانه ها و برکه ها رفته و دور هم جمع می شوند و عصر آن روز غذاها و شیرینی های مخصوص را که از قبل آماده کرده اند، می خورند و هرچه به شب نزدیک می شود،سکوت همه جا را فرا می گیرد.هولی در شهرهای "ماتورا" و "ورینداوان ناندگایون" و "برستار" به صورت مذهبی تری برگزار می شود، چرا که این شهرها منزلگاه کریشنا بوده اند. هر منطقه ای هولی را به طریقی جشن می گیرد.در ایالت روستایی " ماهاراشتا" جایی که جشن هولی به نام "رنگاپانچامی" شناخته می شود، رقص و پایکوبی و آوازخوانی گروهی جالبی برگزار می شود. در شهرهای "راجستان" بویژه در "جیسالمر"، موزیک و رنگهای صورتی و سبز و فیروزه ای، عناصر ثابتی هستند و در آن روز حیاط معبد بزرگ "جیسالمر" محل ازدحام و رنگ بازی و پایکوبی می شود. در "پنجاب" روز بعد از هولی جشنی به نام"هولا موهلا" به وسیله ی سیک ها(افراد محلی) برگزار می شود که منشأ آن رسوم فرهنگی آن منطقه می باشد که در جشن نمایشهایی شامل مبارزات و تیراندازی اجرا می کنند که این جشن تا سه روز ادامه دارد. یکی از رسوم جالب هولی در منطقه ی "هاریانا" این است که عروس با گوشه ی ساری خود که به صورت طناب پیچیده است، به طور ساختگی از روی عصبانیت برادر شوهر خود را می زند و در غروب برادر شوهر با شیرینی نزد عروس می اید و از او دعای خیر می گیرد و نام این رسم "دولندی هولی" است. در "بنگال" این جشن با نام "دول جترائور دول پورنیما" شناخته می شود. در این روز مجسمه ی "مهاپراب" و "چیتنایا" را که تزیین کرده اند، در کجاوه ای می گذارند و در خیابانهای اصلی شهر می گردانند و بزرگان خانواده ها همینطور که پیش می روند برای کریشنا و آگنی عبادت می کنند و در پایان روی مجسمه ها نشان می گذارند. در "مانیپور" هولی تا 6 روز جشن گرفته می شود و مدم اهل آنجا رقص مخصوصی به نام "تابال چونگبا" که گروهی است انجام می دهند. "تابال" به معنای نور ماه و "چونگبا" به معنای رقص است. رنگ، سروصدا و پذیرایی وتمام عناص هولی یک معنا را می رسانند: همراهی ، اتحاد و برابری. هیچ جشن دیگری را نمی توان یافت که درس دینی و مذهبی را همراه هماهنگی اجتماعی چنین ساده بیاموزد. حالا به خاطر اینکه بالیوود سینمایی است جداناپذیر از مردمش و رسوم آنها، بد نیست به برخی از فیلمهایی که ترانه ی هولی آنها معروف شده اشاره کنیم: مادرهند- 1957 کوه نور- 1960 نمک حرام- 1973 شعله- 1975 زخمی- 1975 کتی پتنگ- 1975 دنوان- 1981 سلسله- 1981 کمچور- 1982 وحشت- 1993 محبتین- 2000 دامن- 2000 مومبی سه آیا مرا دوست- 2003 باغبان- 2003 کیسنا- 2004 وقت- 2005 مجله ی نگاه اول
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 16:27 توسط غزل |
|
|
بالیوود واژه ای است که به صنعت فیلمسازی هندوستان اطلاق می شود. صنعتی که برخاسته از مومبای(بمبئی) می باشد.اگرچه به زعم بسیاری، برگرفته از معادلی چون هالیوود می باشد اما امروزه به عنوان یک واژه مستقل در مدخل فرهنگ نامه های آکسفورد جایی برای خود پیدا کرده است. این واژه مترادف با "سینمای هندوستان" است که البته به صورت مشترک در زبان شاعرانه اردو هم استفاده می شود.فیلم های ساخته شده در بالیوود زبان مخلوطی از الفاظ هندی، انگلیسی و اردو می باشد که با ساز و آواز همراه شده است.البته گاهی فیلم هایی ساخته می شوند که منحصراً دیالوگهای خاصی دارند. صنعت فیلم بالیوود در هند شامل بخشهایی چون تامیل، کالی وود، تلوگر، بنگالی، کانادا و مالایا می شود و از لحاظ کمیت، آثاری بسیار بیشتر از سایر نقاط جهان تولید می کنند. بالیوود پرچمدار فرهنگ نه تنها هند بلکه قسمت عمده ای از شرق است. واژه "بالیوود" مخلوطی است از دو نام «بمبئی» (که حالا به مومبای معروف است) و «هالیوود». ژانر در سینمای بالیوود فیلمهای بالیوود اکثراً موزیکال هستندو کمتر فیلمی در آنجا ساخته می شود که عاری از رقص و آواز باشد. تماشاگران هندی انتظار دارند که پولشان را در ازای دیدن چیزی سرگرم کننده خارج کنند و در واقع آن سرگرمی مخلوطی از رقص و آواز، دیالوگ های دوست داشتنی، یک عشق داستانی و خیالی، کمدی و حتی مقادیری وجهه های شیطانی و بدصفتانه می باشد و معمولا همه ی اینها در یک تایم سه ساعته ترکیب می وند که اصطلاحا به آنها فیلمهای "ماسالا" گفته می شود که به معنای "مخلوطی از چند چیز" است. خطوط داستانی آثار بالیوودی دراماتیک هستند که به طور معمول میان عاشقهایی که ستاره ی اثر هستند و خانواده هایی که خشمگین عمل می کنند، تقسیم شده است. البته دراین میان شاهد سیستم حکومتی فاسد، دوستان خوب و البته آدمهایی با قلب طلا هم هستیم. تقدیر در آثار بالیوودی حرف اول را می زند که زمینه ساز همه ی جدایی هاست. با این همه بالیوود امروز تغییرات زیادی کرده است و تماشاگران امروزش افرادی جوان و تحصیل کرده اند که خواستار چیزی متفاوت می باشند.
بازیگران سینمای هند بازیگران هندی از قسمتهای مختلف کشور گردآوری می شوند. آنها در واقع از میان هزاران مدل و زیبارویان و تحصیل کردگان هنر انتخاب می شوند و همگی برای تحقق آرزوی بازیگر شدن خود راهی مومبای می شوند، اگرچه فقط اندکی از آنها موفق می شوند.ستاره شدن در بالیوود کارآسانی نیست.صعود و سقوط در آنجا به سرعت اتفاق می افتد. تنها عده ی انگشت شماری هستند که به بت های سینمایی بدل می شوند که پس از آن دیگر برد و باختشان چندان مورد دید قرار نمی گیرد مثل "آمیتا باچان"! کارگردان ها هم ترجیح می دهند از چهره های عامه پسند روز استفاده کنند که موفقیت آثارشان تضمین شود. البته میزان بسیاری از بازیگران هندی به صورت رشته ای و زنجیروار در صنعت سینما حضور دارند، مثل خانواده های کاپورها، دئول ها یا موکرجی ها و...! جوایز معتبر سینمای هند مجله ی سینمایی فیلم فیر در هندوستان از بانیان امر اهدای جوایز به آثار سینمایی است که امروزه بهترین جایزه ی فستیوال رسمی را در هند برگزار می کند. این مجله نخستین دوره ی مراسم را در سال 1953 به راه انداخت. اعلام برنده ها هم به این صورت بود که خونندگان مجله آرای خود را ارسال کرده و در مراسم آنها را شمارش می کردند. البته به جز مراسم فیلم فیر، چند جشنواره ی دیگر هم در بالیوود برگزار می شوند که عبارتند از: دی سینه آوار دز استار اسکرین آواردز ایفا آوار دز استار داست آوار دز
رقص و آواز آثار هندی موسیقی فیلم در بالیوود، Filmi نامیده می شود که در هندی به معنای "از فیلمها" می باشد. بازیگران هند به خصوص نسل جدید ستارگان آن، رقصنده های ماهری هستند ولی عده ی کمی از آنها قادر به خواندن می باشند. آهنگها به صورت معمول از پیش ضبط شده اند و فقط هنگام فیلمبرداری بازیگران با آنها لب می زنند.یکی از افرادی که ازخواندن پشت صحنه ی فیلمها به بازیگری روی آورد، "کیشور کومار" بود که در دهه ی 50 به بازیگری کشیده شد. از دیگر افرادی که هم بازیگر و هم خواننده بودند، می توان به "ک.ای. سایگل"، "ثریا" و "نور جهان" اشاره کرد. در سالهای بعد تعدادی از ستارگان کوشیدند تا خودشان بخوانند. "آمیتا باچان" از پیش قراولان این حرکت است که کارش را با فیلمهایی چون "سیلسیلا" و "ماهان" به این صورت شروع کرد و حالا همچنان در آثاری چون "باغبان" می خواند. "امیرخان" هم در"غلام" این کار را تجربه کرد. البته به گفته ی "ویکرام باهات" کارگردان اثر، کاراکتر طوری طراحی شده بود که کسی جز خود "امیرخان" نمی توانست آن کار را انجام دهد. این روزها آهنگسازان فیلمهای هندی اهمیت بسیاری دارند و برای اغلب مردم شناخته شده هستند تا جایی که می توان یکی از عمده ترین دلایل شکست یا توفیق فیلمی را آهنگهای آن دانست. اما رقص در بالیوود یک سنت اجتناب ناپذیر است، کمااینکه در طول یک فیلم شاهد انواع گوناگونی از آن می باشیم.رقص های سنتی، آیینی، محلی و مدرن! البته در سالهای اخیر رقص سنتی هندی را آمیخته با شیوه های غربی می بینیم که همشه قهرمان مرد یا زن رقصنده را با همراهی تعداد زیادی رقصنده شاهد هستیم که معمولا اگر هردو قهرمان اثر یعنی مرد و زن با هم باشند، آن ها را روی صحنه و در فضای معمارگونه می بینیم.
میزان دستمزد ستارگان هند در بالیوود از رقم های نجومی دلارهای هالیوودی خبری نیست. اما باید گفت که این قشر به شدت و در اختلاف بالایی از سایر شغل های معتبر جامعه ی هند پول درمی آورند. ارقامی که برای سینمای آسیا یک رکورد به حساب می آیند: هرتیک روشن: یک میلیون و هفده هزار دلار آمیتا باچان: هفتصد و چهارده هزار دلار سانی دئول: سیصد و پنجاه و هفت هزار دلار شاهرخ خان: سیصد و پنجاه و هفت هزار دلار آکشی کومار: دویست و سی و هشت هزار دلار آجی دیوگان: دویست و سی و هشت هزار دلار امیرخان: دویست و سی و هشت هزار دلار سانچی دات: دویست و چهارده هزار دلار سونیل شتی: صد و نود هزار دلار آیشواریا رای: سیصد و ده هزار دلار کاریشما کاپور: دویست و نود و هفت هزار دلار مدهوری دیکشت: دویست و هشتاد وپنج هزار دلار مانیشا کویرالا: دویست و شصت و یک هزار دلار اورمیلا ماتوندکار: دویست وچهارده هزار دلار جوهی چاولا: دویست و چهارده هزار دلار تابو: صد و شصت و شش هزار دلار ماهیما چودری: صد و نوزده هزار دلار راوینا تاندون: صد و هفت هزار دلار شیلپا شتی: هفتاد ویک هزار دلار
مجله ی کانون خانواده |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 15:15 توسط غزل |
|
|
دوستان دوباره برگشتم... این بار به طور اختصاصی به آرجون و به طور عمومی به سینمای بالیوود خواهم پرداخت. قبل از همه تولد شاهرخ خان دوست داشتنی را به همه تبریک می گویم(۲ نوامبر) . حالا هم به بهانه تولد آرجون مختصری از بیوگرافی او را برایتان می نویسم:
آرجون رامپال از چهره های تازه ی سینمای هند(بالیوود) است که در26 نوامبر1372 در شهر جبالپور هندوستان به دنیا آمد. درحقیقت تنها 4 سال است که او به عنوان یک بازیگر، مطرح است. تا پیش از این او به عنوان مانکن در شوهای مختلف هندی ظاهر می شد و هنوز به دنیای بازیگری وارد نشده بود! در سال 1994بود که موفق به دریافت جایزه ی چهره ی اجتماعی سال شد. با این حال او حس می کرد که مدل بودن برایش چندان جذابیتی ندارد. او جزء معدود مانکن های مرد درهند بود که در گروه سنی 17 تا21 سال قرار داشت و احساس می کرد که دوری از این مقوله به او کمک می کند تا به عنوان یک فرد حرفه ای مسایل بیشتری را بیاموزد. او همیشه دوست می داشت که یک آهنگساز شود، اما در جشنواره ی فیلم مونت کارلو در لندن بود که با « آشوک مهتا» آشنا شد که مایل بود از آرجون در فیلمش استفاده نماید.
از آن پس بود که آرجون به فکر تحصیل در رشته ی فیلمسازی افتاد، اما این مساله آنگونه که او می خواست پیش نرفت. او تنها 15 روز به یک مدرسه ی بازیگری رفت. خود او در این باره می گوید: « این دوره کوتاه تنها به آن خاطر بود که بتوانم در برابر دوربین راحت باشم، چرا که حرفه ی پیشینم، یعنی مانکن بودن، ایجاب می کرد که روی صحنه حرکات خشکی داشته باشم!» از دیگر دوره های آموزشی که در آن شرکت داشت، آموزش خوانندگی سنتی هندی بود که بتواند زیر و بمی صدای خود را کنترل کند. همچنین زبان اردو را آموخت تا بیان خود را تقویت نماید و یک دوره ی آموزشی رقص را نیز گذراند. نخستین فیلمی که او در آن بازی کرد Pyaar Ishq Aur Mohabbat نام داشت که در سال2001 ساخته شد و با اقبال بسیاری نیز روبرو شد تا جایی که جایزه ی بهترین بازی در نخستین تجربه ی سینمایی را نصیب او کرد. در این فیلم او نخستین تجربه ی سینمایی خود را درکنار« سونیل شتی» و «آفتاب شیوداسانی» به انجام رسانید. دیگر فیلمهای او عبارتند از: Deewaanapan(2001) Moksha(2001) Aankhen(2002) Dil Hai Tumhaara(2002) Dil ka Rishta(2003) Tehzeeb(2003) Asambhav(2004) Vaada(2005) Elaan(2005) Yakeen(2005) Humko Tumse Pyaar Hai(2005) Kabhi Alvuda Na Kehna(2005) Darna Zaroori Hai(2005) Ek Ajnabee(2005) در هفته های آینده سعی خواهیم کرد در باره ی خلاصه ی این فیلمها و نقد آنها مطالبی را در این خانه منتشر کنیم.
زمانی که از او درباره ی خصوصیاتش پرسیده شد، گفت: « خونسرد، دقیق و آرام!» یک بار نیز از آرجون پرسیده شد: « اگر بازیگر نمی شدی، چه شغل دیگری را برمی گزیدی؟» واو پاسخ داد: « احتمالا در یک بانک کارمی کردم!»
در سال1997 بود که آرجون با « جسیامهر» ازدواج کرد و هم اکنون دارای دو دختر به نام های« ماهیکا» و« میرا» است. او در این باره می گوید: « ازدواج، از نقشهای مهم اجتماعی است و بی شک امری مقدس و حفاظی افسانه ای است که شما همدم خود برای تمام زندگیتان را درآن می یابید و اساس آن راستگویی است!»
از مهمترین ویژگیهای او این است که به خانواده ی خود علاقه ی بسیاری دارد وچندان به جنجال های مطبوعاتی نمی پردازد و مسایل شخصی زندگی خود را وارد حرفه ی خویش نمی سازد، چنانکه تا کنون هیچکس نتوانسته اطلاعات زیادی درباره ی زندگی خانوادگی او به دست آورد! منابع: http://www.imdb.com http://arjun-rampal_the_one.tripod.com http://www.arjun-rampal.de
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 17:36 توسط غزل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
| پیوندها |
|
آرجون شاهرخ خان هرتیک روشن KAL HO NAA HO SAAJAN سلمان خان bollywood4u اخبار دنیای بالیوود شاهد کاپور |
|
RSS
|